پایان 3 ماهگی
جوجه ی مامان 1 ماه دیگه بزرگتر شدی دل دردات خدا رو شکر کمتر شده کمتر اذیت میشی
عزیز مامان دوست داری بیشتر تو بغل باشی و همش باهات بازی کنم منم حسابی باهات
بازی میکنم دست و پاهای کوچولوتو ورزش میدم و تو ام حسابی کیف میکنی و میخندی
الان دیگه خیلی خوردنی شدی 

انقدر دوست دارم که فقط میخوام لپاتو گازبگیرم ولی حیف نمیشه
آخه جوجه ی مامان گریش میگیره خب
الهی بگردم وقتی
خیلی گریه میکنی میخوام بمیرم انقد بوست میکنم و نازت میکنم تا آروم بشی زود
زودم گرسنت میشه باید شیر بخوری آخه گفتم که حسابی شکمویی مامانی 
علاقه ی زیادی به بابایی داری همش چشمات دنبال باباییه خیلی براش میخندی اونم که
جونش برات در میره خیلی دوست داره خلاصه که دیگه الان رسما همه ی زندگیمون شده
امیر حسین جیگزی 

..... چکاب 3 ماهگیت قد:62 وزن:6/80 .......
اینجا مامانی داره با گل پسرش حرف میزنه

الان دیگه کمتر پستونک میخوری ولی دوست داری همش دستاتو بخوری بعضی وقتا دستتو
تا مچ تو دهنت میکنی انقد که حالت تهوع بهت دست میده.






پایان 3 ماهگی 

